سلام بله درسته همون طور که از اسم پست معلومه ما داریم صاحب فرزند میشیم... نمی دونین وقتی جواب آزمایش اومد چه حالی داشتیم... من عاشق بچم الان هم توی پوست خودم نمی گنجم باورم نمیشه فکر می کنم هنوز خودم بچه ام اونوقت دارم بابا میشم... راستی دعا کنین صحیح و سالم باشه تازه ۸ هفتشه... دیروز رفتیم صدای قلبشو شنیدیم... اووووووووو کو تا ۷ماهه دیگه سلام امروز بعد از مدت طولانی برگشتم...دلم برای اینجا و بروبچ تنگ شده بود...توی این مدت که نبودیم خیلی اتفاقا افتاد که خوشبختانه اکثرش خوب بود . شکر خدا اوضاع خوب و آرومه . سربازیم چند وقتی هست تموم شده . یه خبر جالب دیگه این که ما عروسی کردیم و رفتیم خونه ی خودمون . عروسیه خیلی خوبی بود و خیلی خاطرات جالبی رخ داد . دوست دارم دوباره عروسی بگیریم... من خیلی آدم متفاوتیم نه؟؟؟ سرباز بودم عروسی گرفتم!!! توی عید بود ،4 فروردین، واسه همین امسال بهترین عید زندگیم بود...ماهه عسل خیلی خوب بود مخصوصا این که با بهترین دوستم آقا رضا و خانومش رفتین کله ایرانو گشتیم..توی پست بعدی اگه شد چندتا عکس از عروسی میذارم...الان دنبال یه کار مناسب میگردم ... ان شا الله که جور میشه. خب حالا برم ببینم کیا هنوز هستن و چیکار می کنن سلام ... قبل از هر چیز از همه ی شما دوستایه عزیز تشکر می کنم که بهمون سر زدید و واسمون دعا کردین هنوز هیچ کدوم از کارایه حیاتی بنده تکلیفش معلوم نیست و ما هنوز منتظریم و دعا می کنیم تا همه چی همون جوری بشه که ما دوست داریم . این وسط از همه بیشتر خانوم عزیزم اذیت میشه و به جایه این که ازم گلایه کنم بازم میگه دوستت دارنچم و تحمل میکنه... اما.....امروز بیست و چهارم خرداده ... یه روز خاطره انگیز واسه من و عشقم فاطمه خانوم... بله امروز اولین سالگرد ازدواج من و فاطمه س. هر چند یه مقدار وضعیت مالی خراب بود اما واسه هم هدیه گرفتیم و یه کمی بهش عشق و علاقه و محبت اضافه کردبم تا این که ارزشش بالا رفت ... یادش بخیر پارسال همین روز ساعت تقریبا ۵ بعدازظهر بود که ازدواج کردیم .باورم نمی شه یه چشم به هم زدیم و یه سال گذشت خدا کنه همه چیز زودتر جور شه تا بریم سر خونه زندگی خودمون واسمون دعا کنین بای سلام دلم واسه اینجا و همه ی شما و درد دلها تنگ میشه اما توی این روزا اینقدر سرم شلوغه که وقت ندارم سر بخارونم ...اما...؟؟ اما ان شا الله از این به بعد این وبلاگ که یه کمی از دور خارج شده بود دوباره داره بر می گرده . البته یه کمی هم به اتفاقات اطراف بستگی داره ... گفتم اتفاقات اطراف و درد دلم تازه شد بد نیست یه کمی با اوضاع احوال بنده توی این مدت آشنا بشین دوران خیلی سختی بود و البته هنوز هم هست خیلی درگیر بودم و فکرم حسابی مشغول بود زندگی از همه طرف بهم فشار آورده بود همه ی مسئولیت ها و اتفاقات و سختی های روزگار اومده بود سراغم و منم که تا حالا بی خیال و به دور از مشکل بودم حسابی کم آورده بودم و از شما چه پنهون مشکل عصبی گرفته بودم و.... از بلا تکلیفی خسته شده بودم و دوست داشتم زودتر برم سر خونه زندگی خودم اما نمی شد هیچ یک از شرایط جور نبود دیگه کم آورده بودم و فقط غصه می خوردم و مشکل اعصاب گرفته بودم .خدا رو شکر الان اوضاع یه کمی بهتر شده و اگه مشکلی پیش نیاد داره همه چی جور می شه ... داره کم کم خبرایی میشه...!!!! بچه ها فقط واسم دعا کنین تو رو خدا اگه میشه 1 دقیقه هم واسم دعا کنین . همه چی بستگی به لطف خدا داره من تلاشم رو کردم و حالا منتظر یه جوابم که اگه مثبت باشه میام توی مسیر اصلی زندگی ... به دعای همتون نیاز دارم منتظر آپ بعدی باشین که کلی خبر خوب یا شاید.... داره . عزیزم حکایت آشنایی من و تو حکایت غریبی است . سال ها با عشق برایت نوشتم نوشته هایی که گاهی حتی نگاهت آن ها را ندید. جایگاه عشق تو در دلم ابدی است و جایش را به عشق دیگری نمی سپارد . مهربان همیشگیم... جویبار سرشار از خوبیت تنها در سیلاب عشق من قصه های شیرینش را به دست امواج می سپارد. . . دریای دل بدون این جویبار هیچ است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام سلام ... ما اومدیم ... هفته پیش یه هفته ی پر از ماجرا بود که با شکستن مچ دست بنده توی مسابقه فوتبال شروع شد که خیلی بد موقع بود چون از مسابقات جام رمضان جا موندم عروسیه داداش مهدی بنده بود... به قول مهروف ترکوندیم... بنده که یه دستی کلی رقصیدم ..::دفتر خاطرات::.. چهار فصل سال رو توی یه سفیدی که با آبی رنگ شده بود نقاشی کرده بودم و امروز بعد از مدت ها بازم رفتم تا سراغی از اونا بگیرم. پر بود از شب هایی که تا صبح گریه کرده بودم و تو رو از خدا خواسته بودم پر بود از اشک و ناله ی سحری که می گفتن استجابت دعا تو اون لحظه ها ست پر بود از خدا خدا کردنا که توی سیاهیا تنها امید دل ماست. انگار سال هاست می گذره از اون لحظه ها و روزگار. ورد زبونم اون روزا از خدا تو رو خواستن بود و بس. انکارنمی کنم که لحظه های شیرینم بود توی صفحه ها ولی سختی اون قدر زیاد بود که لحظه های خوب پیدا نبود. صفحه صفحه ورق زدم این جا دلم شکسته بود این جا غرورم زیر پات مثل هلو له شده بود این جا چشام واسه چشات اشک شده بود این جا دلش واسه صدات تنگ شده بود...... صفحه صفحه ورق زدم هر صفحه ی اون پر بود از زیباییها. دفتر خاطراتو امروز ورق زدم تا بدونم گذشته ها با همه خوبی و بدیش گذشته و از یادا می ره وانی که باید تو ذهنا بمونه اینه که فردا بازم مسافره .
سلام . خوفین ؟؟ چه خبرا؟؟ شوشوها خوبن ؟؟ عسل خانوما خوبن ؟؟ ما دوتا که خیلی خوبیم و خوش میذگرونیم ... اون موقع ها همش می رفتیم جاهای خلوت تا یه موقع گیر نیفتیم اون کافی شاپی که همیشه می رفتیم هم سر میزنیم **کافی شاپ خنار** خلاصه خیلی خوش میذگره تنها مشکلمون کمبود پوله واسم دعا کنید یه گونی پول از آسمون بیفته بغلم یا یه کار خوب گیرم بیاد 
![]()
![]()
... از اونجایی که بنده بیش از حد روی دست راست تکیه داشتم و اصلا با دست چپ هیچ کاری بلد نیستم حسابی اذیت میشم البته غذا که عسل خانومی بهم میده بجز عروسیه آخر هفته که نتونستم یه لقمه درست بخورم![]()
... آهان از عروسی بگم ![]()
... این عروسی اولین مجلس رسمی بود که من وعسلم با هم حضور داشتیم کلی خوش گذشت.
... توی پارک و خیابون و البته توی خونه با عسل خانومی که خیلی مزه داد... یه هااااااااااالمه هم آتیش بازی کردیم ![]()
. از اون جایی که ما مجلس عقدمون مختصر بود و اکثر فامیلا خانوممو ندیده بودن توی این مجلس کلی فضولی می کردن و دو جانبه هم تبریک می گفتن ... هر چیم پول داشتیم مثه آب خوردن خرجشون کردیم و الان یه لیست بلند وسیله مورد نیاز داریم اما کو پول؟؟؟ باید بریم پیش مامانه خوبم وباباییه توپم......
![]()
از صبح تا شب می دوریم و می چرخیم همه عقده هایی که اون موقعها داشتیمو خالی می کنیم. میریم کوه و دشت و... ![]()
![]()
اما همش یه چیزی میشد الان هی میریم جاهای شلوغ پلوغ تا یکی بیاد گیر بده ما هم با افتخار بگیم زن و شوهریم اما از بخت بد هیچ کی نمیاد تا یه کم ضایعش کنیم بخندیم...![]()
![]()
![]()
![]()
... چند تا کار دیدم که نپسندیدم هنوزم نرفتم دنبال کار وبار سربازیم... اسمش که میاد تنم میلرزه![]()
.... ایشالا معاف میشم...یا این که !!!!!! ![]()
![]()
نظر فراموش نشه![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









